۱. خانم ها در سن 18 تا 21 سالگي ، مانند آفريقا يا استراليا هستند : نيمه كشف شده، و حشى، با زيباي هاى افسون كننده ى طبيعى ! ۲. در سن 21 تا 30 سالگى، مثل آمريكا يا ژاپن هستند: كاملا كشف شده ، بسيار توسعه يافته آماده براى معامله، مخصوصا معامله با پول نقد يا اتومبيل ! ۳. در سن 30 تا 35 سالگي ، مانند هند يا اسپانيا هستند: بسيار داغ، آسوده خاطر و آرام و آگاه به زيبايى هاى خود ! ۴. بين سن 35 تا 40 سالگى، مانند فرانسه يا آرژانتين هستند: بدين معنا كه اگر چه ممكن است در جريان جنگ نيمه ويران شده باشند، اما هنوز جاهاى بسيارى براى تماشا دارند ! ۵. در سن 40 تا 50 سالگى ، مثل يوگسلاوى يا عراق هستند: جنگ را باخته اند ،هنوز گرفتار اشتباهات پيشين اند و به بازسازى كامل نياز دارند ! ۶. بين 50 تا 60 سالگى ، مانند روسيه يا كانادا هستند: بسيار پهناور، آرام و مرز ها بدون مرزبان،اما سرماى زياد خلايق را از آنان فراري مي دهد ! ۷. در سن 60 تا 70 سالگى ، مانند انگلستان يا مغولستان اند : با يك گذشته ى درخشان و بدون آينده ! ۸. بعد از 70 سالگى ، شبيه آلبانى يا افغانستان اند : همگان ميدانند كه در كجايند، اما هيچكس به سراغ شان نمى رود !!! اینم نمونه ای از دختران نسل امروز که از همون بچگی شدن افغانستان : 
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 22:26 توسط dash shootiiiiiii |
سلام به همه ی دوستان عزیز اگه مطالب تکراری به بزرگی خودتون ببخشید آخه رومینا جان رفته مسافرت واس همین فقط منم و خودم دیروز یعنی پنج شنبه داشتم تو گوگل رو سرچ می کردم که به عکس زیر برخوردم بابا عجب عکس تریپسی بود این چه جور ویژه ی خواهرانیه که همش توش برادرا قرار دارن

بابا نخورین واسه خواهرانه ............
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 13:1 توسط dash shootiiiiiii |
تا کی باید صبر کرد ؟
تا کی باید دست روی دست گذاشت ؟ تا کی باید سکوت اختیار کرد ؟ آخه تا کی باید چشمامون رو به روی جنایات آمریکا ببندیم ؟ این آمریکای جهان خوار وقتی به میت های کشور خودشم رحم نمی کنه دیگه در مقابل سایرین چه انتظاری می شه ازش داشت ؟ این عامل استکبار با ترویج فحشا و بی بندوباری در میان غیور مردان و زنان ایرانی سعی در ازمیان بردن وحدت و اتحاد میان ما را دارد ولی من به شخصه در مقابل این دشمن بزرگ خواهم استاد و تا پای جان از هم وطنان و میهن خود دفاع خواهم کرد . برادران ما در سازمان های مختلف هر روزه سعی در مقابله با نیرنگ های آمریکا را دارند به طور مثال در این چند سال اخیر پروزه ی عظیمی در راستای فیلتر کردن تمامی سایت های داخلی و خارجی به مرحله ی اجرا رسیده که کمک بسیار زیادی به مقابله علیه آمریکا کرده است . از نمونه های دیگر تلاش های برادران می توان به فرستادن نویز به فرکانس دستگاه های گیرنده ی ماهواره ای اشاره کرد که خدمت به سزایی به زنده نگه داشتن فرهنگ ایرانی کرده است . حال باید نقشه ی جدید آمریکا را نقش بر آب کینم این دشمن حتی به طرز پختن غذاهای ما هم دخالت کرده و روش هایی نوین ولی خلاف شرع را به جهانیان و خصوصا ایرانیان تحمیل کرده است روش هایی که موجب می شود شکل و شمایل غذاهای ما به صورت مستهجن در آیند که نمونه ای از این غذاها را که در رستوران نایب طبخ شده مشاهده می کنید : همه ی تهاجم های آمریکا اعم از فرهنگی و نظامی تا به حال با یگانگی و وحدت ایرانیان شکست خورده ولی تا کی ؟ باید از همین امروز درصدد ریشکن کردن فساد برانگیزی ها و تفرقه افکنی های آمریکا این دشمن خونخوار باشیم . 
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 21:42 توسط dash shootiiiiiii |
بعد مرگم نه به خود زحمت بسیار دهید نه به من بر سر گور و کفن آزار دهید نه پی گور کن و قاری و غسال روید نه پی سنگ لحد, پول به حجار دهید به که هر عضو مرا از پس مرگم به کسی کش بدان عضو بود حاجت بسیار دهید این دو چشم قوی را به فلان چشم چران که دگر خوب دو چشمش نکند کار دهید وین زبان را که خداوند زبانبازی بود به فلان هوچی رند از پی گفتار دهید کله ام را که همه عمر پر از گچ بودست پاک تحویل علی اصغر گچکار دهید وین دل سنگ مراهم که بود سنگ سیاه به فلان سنگ تراش سر بازار دهید چانه ام را به فلان زن پی وراجی دهید معده ام را به فلان مرد شکمخوار دهید در سر سفره خوردن فاطمه بی دندان غم به که دندان مرا نیز بدان یار دهید روانش شاد و امرزیده باد کفش هایت کو؟ کفش هایت کو ؟ می خواهم آنها را بر دارم که توهم مانند سهراب هوس رفتن به سرت نزند!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 21:53 توسط رومینا |
سلام به همه ی بچه ها این داستان زندگی خودم نیستا من همش ۱۷ سالمه همینجوری تخیلی نوشتم :
صبح که از خواب پاشدم انگار پتک تو سرم کوبوندن خانومم گفته بود فردا یعنی امروز قراره با دوستاش برن کوه ( آخه روز قحط بود ؟ ) خلاصه جمعمون از همون ثانیه به گند کشیده شد.
آخه کجای دنیا دیدین یه زن بچه دار اونم با یه بچه ی سه ساله ی تخس شوهرش رو تنها بذاره ؟!!
داشتم می گفتم پتکم این بود که دخترم شروع کرده بود به گریه کردن ساعت ۸ !!!! وای بد بختی از همین الان شروع شد خیر سرمون می خواستیم نیم ساعت اضافه تر بخوابیم...
دخترم همش جیغ می زد ( از اون جیغ جیغوهاس ) می می می خواست من می میم کجا بود رفتم سوپشو درست کنم اونم اینجوری اومد دنبالم :

گفتم چی شده بابا چی می خوای ؟ اونم لالمونی گرفته بود هیچی نمی گفت همش می خندید مثلا می خواست دل منو به دست بیاره وااااااااای بد بختی از همون لحظه شروع شد
دخترم رو با خیالی خام بقل کردم تا مثلا بوسش کنم اونم نه گذاشت نه ورداشت یه گاز حسابی از دست من گرفت بابا عجب گیری کردیما آخه نونت کم بود آبت کم بود بچه داریت چی بود !!!
منم به روی خودم نیاوردم و رفتم سوپشو رو خیر سرم درست کنم یه چند دقیقه ای خونه ساکت شد نمی دونم داشت چه آتیشی می سوزوند کم کم داشتم نگران می شدم رفتم اتاقارو دونه دونه بگردم پیداش بکنم بینم داره چه آتیشی می سوزونه
چی می دیدم !!! نقشه های منو ریخته بود زمین داشت با مداد شمعی خط خطیشون می کرد بد بخت شدم حالا جواب رئیسمو چی بدم نقشه هارو واسه قردا می خواست انالله و اناالیه راجعون
با یه بدبختی خودمو کنترل کردمو بقلش کردم آوردمش اینور تو سالن خونه تلویزیون واسش روشن کردم که حد اقل سرگرم بشه منم برم سوپشو بیارم
یه لحظه غفلت موجب شد یه دنیا پشیمون بشم رفته بود سر سی دی هام و داشت با همون مداد شمعی هایی که نقشه هارو خط خطی کرده بود رو سی دی ها عکس خر در چمن می کشید آخه خدایا من چه گناهی کردم ای زن کجایی !؟!؟!؟!
دیگه این دفعه نتونستم خودم رو کنترل کنم یه خرده عصبانی شدم و بهش گفتم آخه عزیزم این چه کاراییه تو می کنی نقاشی رو باید تو دفتر بکشی نه روی وسایل خونه و از این جور حرفا
دخترمم نیست باباییه و کمی تا قسمتی ابری لوس زد زیر گریه اینجوری :

دخترم تو رو خدا گریه نکن گوشم کر شد خواهش می کنم ... از من اصرار بود و از اون انکار
اومدم سوپ رو بهش بدم با یه حرکت نیمه آکروباتیک و یه برگردون یه شوت به بشقاب سوپ زد همش ریخت رو صورت و لباسم
بازم سکوت اختیار کردم ولی تا کی تازه نیم ساعت گذشته من اینجوری مفلوک شدم وای به حال اینکه تا ظهر این وضع ادامه پیدا کنه
یه سری اسباب بازی ریختم جلوش خودم اومدم اینور یه خرده تلویزیون نگاه کنم یه نیم ساعتی خونه دوباره ساکت شد دیدم دوباره اومد ( وای بلای آسمانی دوباره نازل شد )
قیافش شده بود عین بچه یتیما اینجوری :

بهش گفتم بابابی باز چه دسته گلی به آب دادی گفت هیچی بابایی خودت بیا ببین
دست منو گرفت و پا به پا برد اتاق کار من تو راه همش می گفتم خدایا این یکی رو به خیر بگذرون ولی زهی خیال باطل لپ تاپم رو که دیدم داشت همونجا گریم در میومد دختر کوچولوی ناز بابا چسب نواری رو برداشته رو ال سیدی لپ تاپ چسبونده دلیلشم این بود که می خواست یه کاری کنه ال سیدی خراب نشه بابا کمک نخواستیم
دیگه تو اون یکی دو ساعت چندین آتیش دیگه سوزوند که خدا رو شکر آتش نشانی گوش به زنگ بود و خودشون رو سریع رسوندن
ظهر خانومم که اومد قیافه ی منو دید پخش شد زمین از خنده آخه رخت و لباسام ریخت و قیافم رو که میدیدین می مردین از خنده هنگ کرده بودم
خانومم گفت چی شده ؟
گفتم...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 15:52 توسط dash shootiiiiiii |
با اومدن این سیم کارت های اعتباری و کارت شارژ 5 و 10 هزار تومانی به بازار کشور یکی از بزرگترین آرزو های ایرانی ها که یه گوشی همراه داشته باشه تحقق یافته. مخصوصا که این سیم کارت ها توانسته اند با وعده وعید های مختلف خود (مثل : مکالمه از شب تا صبح رایگان و MMS و اینترنت رایگان در ایام تعطیل غیره) مشتری خوبی رو جذب کنند. جالب هم اینجاست که دیگه پیش شماره های موبایل اهمیت خودشون رو از دست دادن . از همه اینها جالب تر حضوراین سیم کارت های در گوشی های گران قیمت آن هم از گوشی هایی که تو پاساژهای پایتخت و علاءالدین تهران به فروش می رسد . از همه این حرف ها بگذریم یه شرکت دیگری در ایران بازگشا شده که سیم کارت های تقریبا مجانی عرضه می کند که مکالمات آن هیچ محدودیتی ندارند و رایگا رایگان است. عجله نکنید نام این سیم کارت (( الیاس )) و یا به قول دکتر پژوهان (( ایلی یاس)) است . سریال اغما رو که همه انشاء الله دیده اید . بریم سر صحبت سیم کارت این شرکت که گویا جناب ابلیس مدیر عامل آن هستند یکی از اسپانسر های گردن کلفت این سریال (اغماء) بوده است . سیم کارت (( الیاس )) را می توانید با طیب خاطر خریداری کنید و اصلا هم نگران آنتن دهی و مدل گوشی نباشید ! این سیم کارت های چند کاره هم گوشی سر خود هم متخصص گریم و داری خدمات ویژه می باشد . به هر حال باید بگم که امسال سریال های ماه رمضان داشتند مشکلات این سیم کارت ها رو بیان می کردند. شبکه دو ( میوه ممنوعه ) : هستی شایگان بارها گوشی خود را پرتاب کرده و اسقاط می نماید و با حرص می گوید که ((بازم آنتن نمی ده)) . شبکه سه ( یک وجب خاک ) : مشکل در (( دسترس نبودن)) رو بیان می کرد و .......... اما سریال ( شکرانه ) محصول شبکه پنج : بر خلاف بقیه شبکه ها برای شرکت مخابرات تبلیغ میکرد که حتی خارج هم کشور به سادگی می توان ((تماس بر قرار کرد آن هم در عرض 5 ثانیه)) .
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 15:29 توسط رومینا |
سلام سلام سلام سلام سلام سلام و بازم سلام
بابا این دیگه چه بازی بود گل مفت رو دیدین ؟ این دیگه چه اسگلیه ؟ ( رودباریان رو می گم )
شو
شو
شو
شو
افشین امپراطور
چه کنیم دیگه یه صدر جدول بودنه و یه خروار کری ![]()
مطلب خاصی نیست فقط یه عکسه واسه دربی فصل پیش خودم که دیدم کلی خندیدم امیدوارم باعث خنده و شادی شما هم بشه
آخه یکی نیست به اینا بگه دیگه از شما گذشته پیریا :

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 17:56 توسط dash shootiiiiiii |