تبليغاتX
in webam mesle 4ta webw gablie hak shod

in webam mesle 4ta webw gablie hak shod

hooti ramze webloget shomareye kie ke irancell dare bichare

بانويي بسيار محترم به ما گفت : “پسر دست از اين تفكراتت بردار و بيا به راه راست منحرف شو! تو آخرش ميري جهنم!”

 

من هم با خودم فكر كردم جهنم چه جور جايي مي‌تونه باشه؟! هر چي فكر كردم ديدم خيلي بايد با حال باشه.

فكر كن شب اول قبر نكير و منكر ميان:

اونا : به چي اعتقاد داري ؟

من : ها ؟

- گفتم به چي اعتقاد داري ؟

- من وقت اين كارها رو ندارم! ولمون كن بابا

ما رو هم سيخ ميفرستن جهنم !

 

اول راه تو صف كلي آدم معروف ميبيني! فكر كن همه اونجان،تمام اين هنرمندان منحرف هاليوودي ، خواننده‌ها بازيگر‌ها ! عكس، امضا…كلي از دوست‌هام رو هم احتمال زياد تو صف مي‌بينم.

به هر حال ميريم جهنم…. يه ساختمون هفت طبقه كه طبقه آخرش پنت‌هاوسه !! آقا هر شب بزن و بكوب‌و برقص! هر شب كنسرت، پارتي!! حالي به حولي! دورت پر آتيشه، همه جا داره فلش ميزنه ! هوا هم گرمه ديگه همه جا پر آتيش، همه بدن‌ها برنزه ميشه، هيكل‌ها آب ميشه، ميشه توپ! 

 

احتمالاً ملت هم لباس كم تنشون ديگه، فكر كن كلي در و داف كنارت دارن با بدن‌هاي برنزه وول ميزنن، تعداد زياده و جا كم همه تو هم مي‌لولن. تو هم يواشكي دودر مي‌زني ميري طبقات بالا تر كه آدم هاي معروف هستند. واي فكرشو بكن !

 

فكر كن وسط كلي آدم معروفي، حالا يه سيخ داغ هم بكنن توت مگه چي ميشه؟ اون موقع اصلاً نمي‌فهمي بابا! مثلاً تو پشت سر کامرون دیاز تو صفي كه آهن داغ بريزن تو حلقت، خوب معلومه داري كجا رو نگاه مي‌كني… حواست به چيه! اصلاً درد رو حس نمی‌كني !

 

بعد چند ماه همه چي‌عادي ميشه برات… حالا مثلاً بري بهشت در كنار رود شير كم چرب در جوار حاج آقا بشيني يه سي چهل تا حوري با ابروهاي به هم پيوسته هم دورت زرزر ‌كنن…

 

بابا كل حال اون ‌وره، در جوار بانو كاترين زتا جونز ، بريتني… چه مي‌دونم ديگه همه اونجان. ما هم كه تا آخر عمر اونجاييم بالاخره يه چيزي از اينا به ما مي‌رسه ديگه!

 

به هر حال من ترجيحآً مي‌رم جهنم، شما نميايد؟

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 17:50 توسط dash shootiiiiiii |


سلام به همه شما عزیزان 

 

داداشی شما تقصیر نداری مقصر خودمم . الان که داداشیم بحث ماچ و بوسه راه انداخته بد نیست این خبر جالب رو هم بدونید که:  

 

یک روز احمدی نژاد و آقای کروبی و خانم گوهر الشریعه دستغیب داشتند برای افتتاح یک تونل جدید مترو می رفتند. اتفاقا هدیه تهرانی هم به عنوان نماینده هنرمندان با آنها بود. در همین موقع قطار وارد تونل شد و همه جا تاریک شد.

 

اول صدای یک ماچ آمد و بعد صدای خوردن یک سیلی محکم. قطار از تونل بیرون آمد و احمدی نژاد صورتش را که به دلیل خوردن سیلی سرخ شده بود، با دستش پنهان کرده بود. همه زیر چشمی به هم نگاه کردند و هیچ کس هیچ حرفی نزد.

 

گوهر الشریعه دستغیب با خودش فکر می کرد: این احمدی نژاد  می خواست هدیه تهرانی را ببوسد، او هم با سیلی زد توی صورتش.

 

هدیه تهرانی با خودش فکر می کرد: این احمدی نژاد می خواست مرا ببوسد، اما اشتباها گوهرالشریعه دستغیب را بوسید، او هم با سیلی زد توی گوشش.

 

احمدی نژاد داشت با خودش فکر می کرد: این حاج آقا کروبی هدیه تهرانی را بوسید، او هم فکر کرد من او را بوسیدم، محکم زد توی گوش من.

 

آقای کروبی هم داشت با خودش فکر می کرد: اگر وارد یک تونل دیگر بشویم، دوباره صدای بوسیدن در می آورم و یک سیلی محکم دیگر می زنم توی گوش احمدی نژاد

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 20:41 توسط رومینا |


سلام دوستای عزیز یه خبر واستون دارم واسه رومینا یه اتفاق خیلی بد افتاده و تا اطلاع ثانوی فکر نکنم بیاد شایدم اومد و آپم کرد ( من یکی که از خدامه )

باعث و بانیشم منم 

لطفا واسه حل شدن مشکلش دعا کنین همگی


چند وقت پیش در یکی از جلسات ایالتی و ولایتی دو نفر از علمای عالی قدر اسلامی و فارغ التحصیل شده ی حوضه ی علمیه ی قم دست به اقدامی بی سابقه در ملا عام زدند :

>>> من موندم اینا مکان ( خونه خالی ) رو ول کردن اومدن وسط جمعیت به هم ابراز علاقه می کنن

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 18:52 توسط dash shootiiiiiii |


سلام خوبید؟ مرسی از همه شما عزیزان که سر می زنید باید عذرخواهی کنم که جواب نظراتتون رو نمیدم ، مشکلات زیاد و وقت کم به هر حال همین جا از شما تشکر می کنم . تو چند پست قبل از این که نظرات خیلی کم گله کردم آمار نظرات خیلی پیشرفت نداشت اما بازم ممنون بریم سراغ پست امروز که راجب به:

  

طرز تهیه آدم با کلاس

 

 

اگر شما ذاتا انسان با کلاسی هستید که هیچ !در غیر این صورت باید از هر فرصتی برای نشان دادن این موضوع استفاده کنید . شاید باورتان نشود ,ولی شما می توانید از جراحت خود نیز برای کلاس گذاشتن استفاده کنید. فقط کافیست جواب های زیر را با اندکی قیافه موجه بیان کنید:

 

اگر شصت پای شما زیر اجاق گاز گیر کرده و شما آن را باند پیچی کرده اید , هر گاه علت

 

آن را از شما جویا شدند شدند باید جواب دهید:موقع تکان دادن پیانوی بابام,پام مونده زیرش!

 

اگر صورت شما بر اثر جوشکاری , زیر آفتاب سوخته باید بگوید: از اسکی آخر هفته نمی تونم بگذرم!

 

اگر به خا طره تک چرخ زدن با موتور براوو جلوی مدرسه دخترانه به زمین خورده اید در جواب باید بگوید: با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کردم!

 

اگر انگشت دست شما به ماهیتابه پیاز داغ چسبید علت آن را چنین بیان کنید: دیشب با قهوه جوش اینجوری شد!

 

اگر بر اثر ضربه چکش ناخن شما شکسته باید بگویید: به سیم گیتار گیر کرده!

 

اگر بر اثر زد وخورد در صف روغن کوپنی زیر چشم شما کبود شده جوابتان این باشد: چند روز پیش توپ تنیس به صورتم خورد!

 

اگر صورت شما بر اثر خوردن خرمای خیرات و چای و شیرینی ,مملو از جوش شده علتش را چنین وانمود کنید : خواهرم از هلند ,شکلات زیادی آورده!

 

اگر مینی بوس شما در جاده خاکی چپ کرد و حسابی مجروح شدید بسیار عصبانی بگویید: الکی می گن زانتیا ایربگ داره!

 

اگر موهای و ابروهای شما در چهار شنبه سوری سوخت جواب دهید : بچه همسایه را از میان شعله های آتش بیرون کشیدم!

 

>>> راستی شما این قدر بی کلاس بودید که این مطلب را تا آخر خوندید؟ 

 

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 0:43 توسط رومینا |


آری لحظه ی به یاد ماندنی فرا رسیده است تنها دو روز به ساعت قرار باقی مانده.

شش ماه در انتظار این روز بودم و بلاخره به این اوقات خوش رسیدم واااااااای چقدر سخت بود ولی لذت بخش .

فکر می کنید دارم راجع به چی با این تب و تاب حرف می زنم ؟

۹ دی ۱۳۸۶ تاریخ شروع امتحانات نوبت اول دبیرستان های کل کشور ............

من که اولین امتحانم ریاضیه چقدر مزه میده بری سر جلسه ی امتحان ببینی هیچی از این سوالایی که جلوت گذاشتن رو بلد نیستی اون وقته که بهترین کار تو اون شرایط فکر کردن به هیچ چیه

البته من روش بهتری بلدم که تا حدودی به سلامت جسمانی بدن هم کمک می کنه می دونید چیه ؟

خواب !!!!!!!!!!!!!!!!! بله درست دیدید یه خواب راحت وسط جلسه ی امتحان خیلی دلچسبه خنکی صبح گاهی از یه طرف سکوت جلسه از طرف دیگه و کاپشن هم از یه جای دیگه شرایطی فراهم می کنه که آدم با تمام اضطراب و دلهره ای که داره کم کم چشاش سنگین بشه و به یه خواب ناز فرو بره .

البته برای بهتر خوابیدن هم روش های نوینی هست که من به شخصه اونها رو کشف کردم و جواب داده

۱) قبل از رفتن به جلسه ی امتحان دوش آب گرم بگیرید

۲) صبح کله سحر تا خرخره بخورید

۳) دو سه تا قرص خواب آور وقتی میرید سر جلسه بخورید ( ترجیحا اکساز پام )

۴) وقتی وارد سر جلسه ی امتحان شدید با تمام قوای جسمانیتون حمله ور بشید طرف صندلی که کنار بخاری یا شوفاژه

و راه های دیگر که به علت بدآموزی از ذکر کردن اون ها معذورم


تقلب به سبک دافی : ( عکس از رومینا )

+ نوشته شده در جمعه هفتم دی 1386ساعت 14:13 توسط dash shootiiiiiii |


سلام خیلی وقت که بیماران روانی شدن عامل خنده و دل شادی مردم اما این بیماران  روانی هم حس دارن امشب دلم گرفت و می خوام به عنوان یک بیمار با شما ملاقاتی ها درد و دل کنم

شهر هرت

 

شهر هرت جایی است که رنگهای رنگین کمان مکر وهند و رنگ سیاه مستحب

شهر هرت جایی  است که اول ازدواج می کنند بعد  همدیگر را می شناسن

شهر هرت جایی است که همه بدن مگر خلافش ثابت شه

شهر هرت جایی است که دوست بعد از شیندن حرفهات بهت میگه:دوباره لاف زدی؟؟

شهر هرت جایی است که بهشتش زیر پای مادارنی است که حقی از زندگی وفرزند و همسر ندارد

شهر هرت جایی است که درختها علل اصلی ترافیک اند و بریده میشوند تا ماشین ها راحت تر برانند

شهر هرت جایی است که کودکان زاده می شوند تا عقده های پدر ومادرهاشان را در مان کنند

شهر هرت جایی است که شوهرها انگشتر الماس برای زنانشان می خرند اما حوصله 5 دقیقه قدم زدن با همسرانشان را ندارند

شهر هرت جایی است که هم با هم مساوی، بعضی ها مساوی تر

شهر هرت جایی است که برای مریض شدن وپیش دکتر رفتن حتما با ید  پارتی داشت

شهر هرت جایی است که با میلیاردها پول بعد از  ماهها فقط می توان  برای مردم مصیبت دیده چند چادر بر پا کرد

شهر هرت جایی است که خنده عاقل را زائل می کند

شهر هرت جایی است که زن باید گوشه خانه باشه والبته اون گوشه آشپزخونه است وبهش می گن مروارید در صدف

شهر هرت جایی است که مردم سوار تاکسی میشن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسیشون در بیارن

شهر هرت جایی است که 33 بچه کشته  ومامورای امنیت شهر میگن به ما چه  مادر وپدرها می خواستند مواظب بچه هاشون باشن

شهر هرت جایی است که نصف مردمش زیر خط فقرن اما سریال های تلوزیونیشو توی کاخها می سازن

شهر هرت جایی است که 2سال باید بری  سر بازی تا بیلیط پاره کردن را یاد بگیری

شهر هرت جایی است که موسیقی حرام است حرام

شهر هرت جایی است که گریه محترم وخنده محکوم

شهر هرت جایی است که وطن هر گز مفهومی نداره وجایی ننگه

شهر هرت جایی است که هر گز آنچه را بلدی نباید به دیگران بیاموزی

شهر هرت جایی است که همه شغل ها پست  وبی ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار

شهر هرت جایی است که وقتی میری مدرسه کیفتو می گردن مبادا آیینه داشته باشی

شهر هرت جایی است که دوست داشتن ودوست داشته شدن احمقانه, ابلهانه و....است

شهر هرت جایی است که تو فرودگاه برادر وپدرتو می تونی ببوسی اما همسرتو نه..........

شهر هرت جایی است که وقتی  از دختر می خواهی با این آقا ازدوازج کنی ؟می گه :هر چی بابام بگه

شهر هرت جایی است که وقتی می خواهی ازدواج کنی باید 500 نفر را دعوت کنی وشام بدی تا برن و از زشتی ونفهمی وبی کلاسی تو حرف بزنن

شهر هرت جایی است که....................

خدایا چقدر این شهر آشناست!!!!!!!!!!!!    من یکی از ساکنان این شهر بودم !!!!!!!!

 

+ نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386ساعت 2:49 توسط رومینا |