سلام ببخشید داداشی که سریع و بعد از پست تو آپ کردم اما اینا کادوی والاین تاین این جعبه که مال تو اون کیک هم برای کسانی که میان و تو مهمانی ما شرکت می کنن حالا هر کی کیک می خوات بیاد تو بخش نظرات اسم نویسی کن کیک که می بریم برای پخش کردنش اسم می خونیم هر کی اسمش بود میاد جلو سهمشو می گیره پارتی بازی هم نداریم در ضمن هر چه بیشتر نظر بدی بیشتر می خوری
بازم طبق معمول آبجی آرمینا تو این تبریک و تبریک گفتن از من جلو زده
با اینکه حالم از این روز به هم می خوره ولی جا داره این روز رو به تمام مومنین عزیز تبریک و تهنیت عرض کرده و امیدوارم با عزمی راسخ پله های ترقی را دو تا یکی بالا رفته و به اهداف عالی خود ... اینو ولش کنین ولنتاینتون مبارک
>> راستی آبجی آرمی اول از همه واسه تو مبارک <<
Happy Valentine


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 1:18 توسط رومینا
سلام کلی برای نوشتن یه مطلب داغ و سیاسی زحمت کشیدم اما بعضی ها نمی زارن من کارمو بکنم حالا که من تو این سنم حق حرف زدن ندارم حق دخالت تو کار بزرگها رو ندارم مطلب برای بازید کننده های زیر دو سال مینویسم تا بخون و حال کنن البته اینا مال دوره مادر بزرگ من یکی بود یکی نبود غیر از خدا مهربون هیچ کس نبود یه روز مادر شنل قرمزی رو به دخترش کرد و گفت: عزیزم چند روزه مادر بزرگت مبایلش و جواب نمیده هر چی sms هم براش میزنم باز جواب نمیده , online هم نشده چند روزه ، نگرانشم چندتا پیتزا بخر با یه اکانت ماهانه براش ببر ، ببین حالش چطوره. شنل گفت : مامی امروز نمی تونم قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس مهربون بریم دیزین اسکی. مادرش گفت : یا با زبون خوش میری یا میدمت دست داداشت گوریل انگوری لهت کنه!؟ شنل قرمزی گفت : باشه میرم..... مادرش گفت : زودتر برگرد قراره خانواده دکتر ارنست بیان می خوان ازت خواستگاری کنن واسه پسرشون شنل قرمزی گفت: من که گفتم از این پسر لوس دکتر خوشم نمیاد یا رابین هود یا هیچ کس. فقط اون و می خوام. شنل قرمزی با پژوی 206 آلبوئی که تازه خریده از خونه خارج میشه. بین راه حنا دختری در مزرعه رو میبینه. شنل : حنا کجا میری؟؟؟؟ حنا : وقت آرایشگاه دارم امشب یوگی و دوستان پارتی دعوتم کردن. شنل : ای ناکس حالا تنها میری دیگه!!!!!! حنا : تو پارتی قبلی که بچه های مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازی درآوردی بهت گفتن شب بمون گفتی مامانم نگران میشه بچه ها شاکی شدن دعوتت نکردن. شنل : حتما اون دختره ایکبری سندرلا هم هست؟؟؟؟؟ حنا : آره با لوی خوشانس میاد. شنل : برو دختر...........(به علت به کار بردن الفاظ رکیک غیر قابل پخش بود) شنل قرمزی یه تک آف میکنه و به راهش ادامه میده. پشت چراغ قرمز چشمش به نل می خوره!!!!!! ماشینا جلوش نگه میداشتن اما به توافق نمی رسیدن و می رفتن. میره جلو سوارش میکنه. شنل : تو که دختر خوبی بودی نل !!!!! نل : ای خواهر دست رو دلم نذار که خونه. با اون مرتیکه ........ راه افتادیم دنبال ننه فلان فلان شدمون. شنل : اون که هاج زنبور عسل بود. نل : حالا گیرنده وسط راه بابا بزرگمون چشمش خورد به مادر پرین رفت گرفتش این دختره پرین هم با ما نساخت ما رو از خونه انداختن بیرون زندگی هم خرج داره نمیشه گشنه موند. شنل قرمزی : نگاه کن اون رابین هود نیست ؟؟؟؟؟؟ کیف اون زن رو قاپید نل : آره خودشه مگه خبر نداشتی ؟ چند ساله زده تو کاره کیف قاپی. جان کوچولو و بقیه بچه ها هم قالپاق و ضبط بلند میکنن شنل : عجب!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نل : اون دوتا رو هم ببین پت مت هستن سر چهارراه دارن شیشه ماشین پاک می کنن دخترک کبریت فروش هم چهارراه پائینی داره آدامس می فروشه. شنل قرمزی : چرا بچه ها به این حال و روز افتادن؟؟؟؟؟؟؟ نل : به خودت نگاه نکن مادرت رفت زن آقای پتیول شد. بچه مایه دار شدی بقیه همه بدبخت شدن.
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 10:38 توسط رومینا |
سلام خوبید ؟ نمی دونم چرا کسی منو تحویل نمی گیره خداییش با شوق و ذوق میام نظراتو باز کنم می بینم همه برای داداش هوتی نظر میزارن . بابا یکیم حال منو بپرس در مورد مطلبم نظر بده داره به داداشم حسودیم میشه ها؟ بریم سراغ پست امروزم: چند وقت پیش مقام معظم رهبری فتوایی صادر کرده بود به این مضمون که : دوچرخه سواری بانوان در انظار عمومی جایز نمی باشد
حالا ببینید چقدر بانوان به این موضوع اهمیت دادن و چه استقبالی کردن


+ نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 1:39 توسط رومینا |
و تشکر از هوتی جون خودم با وجود مشکلات من را تنها نگذاشته و هوای وب و بازدیدکنندها را داره. طریقه فحش دادن افراد مختلف @ یک وکیل مجلس این طور فحش می دهد: احمق بی قانون ،کودن،بی اعتبار نام ,تو از مصونیت اخلاقی خود سوء استفاده کرده ای بد ترکیب ،قیافه کبود . دیگر اعتماد من از تو سلب شده ،دیگر دوستی من وتو وخیم گردید . مرده شود آن صدای زنگوله مانندت را ببرد. یک جلسه دیکر اگر جلوی چشمم بیای استیضاحت می کنم ! @ یک افسر ای طوری فحاشی می کند: زنیکه بی انظباط ، ای توپ ،ای مسلسل ،شمشیر توی فرق سرت بخورد، آجر نظامی تو سرت بخرد. یغلبی ،چخماق الهی تو صف مرده ها بری! @ یک کارمند اداره می گوید: خفه شو ,پرونده ناقص، دون اشل ،الهی اسمت جزو مراسلات فوت شدگان به آن دنیا ارسال شود، الهی در قبرستان برای همیشه بایگانی شوی ،لامذهب، بی دین، مدیر کل! الهی از این دنیا اخراج بشی! @ یک درشکه چی : تف برویت ،کپی اوغلی،حیون علیشاه ،مگر اینجا طویله است؟ لا مروت مثل خیابان سنگفرش می ماند! آقا می گیرم شوتت می کنم که دو کورس اونطرف تر بیایی پایین ،رنگش مثل پهن می ماند! @ یک خیاط : ای بی قواره بد برش ،بی آستر،به خدا چاک دهنت را می دوزم . گوشهایت را قیچی می کنم . مرده شور صورت آبله ای سوزن سوزنیت را ببره ،در عالم رفاقت صد دفعه ترا پرو کردم آما بازم هم نا صاف از آب در آمد .خوبه،بسه دیگه ،جلوی حرفهایت را درز بگیر... باشه،باشه این بود اجرت .بیست سانتیمتردوستی من که حالا با دو ذرع و سه چارک قد ،قلب مرا بشکافی ؟ @ یک بازاری محتکر دهه.. چک بی محل را تماشا کن . سفته سوخت شده را ببین . دلال مظلمه را بپا !مردیکه ،پنجاه وسه پارچه آبادی که دارم توی سرت بخوره ،الهی زیر ماشین بیوک بری ،خیر ندیده بی اعتبار .تف تمام مستاخرینم به ریش پدرت ،درد و بلای سرقفلی هام بخوره تو ی کاسه سرت . محتکر حماقت و لجاجت! برو در حجرات را تخته کن عمو همه این حرفها تقدیم به جوجه هکر که فکر کرده وب ناسا رو هک کرده احمق جان یه وب تنهایی و دانلود نیاز به هک کردن نداره 
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 0:2 توسط رومینا |
سلام به همه شما عزیزان
داداشی شما تقصیر نداری مقصر خودمم . الان که داداشیم بحث ماچ و بوسه راه انداخته بد نیست این خبر جالب رو هم بدونید که: یک روز احمدی نژاد و آقای کروبی و خانم گوهر الشریعه دستغیب داشتند برای افتتاح یک تونل جدید مترو می رفتند. اتفاقا هدیه تهرانی هم به عنوان نماینده هنرمندان با آنها بود. در همین موقع قطار وارد تونل شد و همه جا تاریک شد. اول صدای یک ماچ آمد و بعد صدای خوردن یک سیلی محکم. قطار از تونل بیرون آمد و احمدی نژاد صورتش را که به دلیل خوردن سیلی سرخ شده بود، با دستش پنهان کرده بود. همه زیر چشمی به هم نگاه کردند و هیچ کس هیچ حرفی نزد. گوهر الشریعه دستغیب با خودش فکر می کرد: این احمدی نژاد می خواست هدیه تهرانی را ببوسد، او هم با سیلی زد توی صورتش. هدیه تهرانی با خودش فکر می کرد: این احمدی نژاد می خواست مرا ببوسد، اما اشتباها گوهرالشریعه دستغیب را بوسید، او هم با سیلی زد توی گوشش. احمدی نژاد داشت با خودش فکر می کرد: این حاج آقا کروبی هدیه تهرانی را بوسید، او هم فکر کرد من او را بوسیدم، محکم زد توی گوش من. آقای کروبی هم داشت با خودش فکر می کرد: اگر وارد یک تونل دیگر بشویم، دوباره صدای بوسیدن در می آورم و یک سیلی محکم دیگر می زنم توی گوش احمدی نژاد
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 20:41 توسط رومینا |
سلام خوبید؟ مرسی از همه شما عزیزان که سر می زنید باید عذرخواهی کنم که جواب نظراتتون رو نمیدم ، مشکلات زیاد و وقت کم به هر حال همین جا از شما تشکر می کنم . تو چند پست قبل از این که نظرات خیلی کم گله کردم آمار نظرات خیلی پیشرفت نداشت اما بازم ممنون بریم سراغ پست امروز که راجب به: طرز تهیه آدم با کلاس اگر شما ذاتا انسان با کلاسی هستید که هیچ !در غیر این صورت باید از هر فرصتی برای نشان دادن این موضوع استفاده کنید . شاید باورتان نشود ,ولی شما می توانید از جراحت خود نیز برای کلاس گذاشتن استفاده کنید. فقط کافیست جواب های زیر را با اندکی قیافه موجه بیان کنید: اگر شصت پای شما زیر اجاق گاز گیر کرده و شما آن را باند پیچی کرده اید , هر گاه علت آن را از شما جویا شدند شدند باید جواب دهید:موقع تکان دادن پیانوی بابام,پام مونده زیرش! اگر صورت شما بر اثر جوشکاری , زیر آفتاب سوخته باید بگوید: از اسکی آخر هفته نمی تونم بگذرم! اگر به خا طره تک چرخ زدن با موتور براوو جلوی مدرسه دخترانه به زمین خورده اید در جواب باید بگوید: با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کردم! اگر انگشت دست شما به ماهیتابه پیاز داغ چسبید علت آن را چنین بیان کنید: دیشب با قهوه جوش اینجوری شد! اگر بر اثر ضربه چکش ناخن شما شکسته باید بگویید: به سیم گیتار گیر کرده! اگر بر اثر زد وخورد در صف روغن کوپنی زیر چشم شما کبود شده جوابتان این باشد: چند روز پیش توپ تنیس به صورتم خورد! اگر صورت شما بر اثر خوردن خرمای خیرات و چای و شیرینی ,مملو از جوش شده علتش را چنین وانمود کنید : خواهرم از هلند ,شکلات زیادی آورده! اگر مینی بوس شما در جاده خاکی چپ کرد و حسابی مجروح شدید بسیار عصبانی بگویید: الکی می گن زانتیا ایربگ داره! اگر موهای و ابروهای شما در چهار شنبه سوری سوخت جواب دهید : بچه همسایه را از میان شعله های آتش بیرون کشیدم! >>> راستی شما این قدر بی کلاس بودید که این مطلب را تا آخر خوندید؟ 
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 0:43 توسط رومینا |
سلام خیلی وقت که بیماران روانی شدن عامل خنده و دل شادی مردم اما این بیماران روانی هم حس دارن امشب دلم گرفت و می خوام به عنوان یک بیمار با شما ملاقاتی ها درد و دل کنم شهر هرت جایی است که رنگهای رنگین کمان مکر وهند و رنگ سیاه مستحب شهر هرت جایی است که اول ازدواج می کنند بعد همدیگر را می شناسن شهر هرت جایی است که همه بدن مگر خلافش ثابت شه شهر هرت جایی است که دوست بعد از شیندن حرفهات بهت میگه:دوباره لاف زدی؟؟ شهر هرت جایی است که بهشتش زیر پای مادارنی است که حقی از زندگی وفرزند و همسر ندارد شهر هرت جایی است که درختها علل اصلی ترافیک اند و بریده میشوند تا ماشین ها راحت تر برانند شهر هرت جایی است که کودکان زاده می شوند تا عقده های پدر ومادرهاشان را در مان کنند شهر هرت جایی است که شوهرها انگشتر الماس برای زنانشان می خرند اما حوصله 5 دقیقه قدم زدن با همسرانشان را ندارند شهر هرت جایی است که هم با هم مساوی، بعضی ها مساوی تر شهر هرت جایی است که برای مریض شدن وپیش دکتر رفتن حتما با ید پارتی داشت شهر هرت جایی است که با میلیاردها پول بعد از ماهها فقط می توان برای مردم مصیبت دیده چند چادر بر پا کرد شهر هرت جایی است که خنده عاقل را زائل می کند شهر هرت جایی است که زن باید گوشه خانه باشه والبته اون گوشه آشپزخونه است وبهش می گن مروارید در صدف شهر هرت جایی است که مردم سوار تاکسی میشن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسیشون در بیارن شهر هرت جایی است که 33 بچه کشته ومامورای امنیت شهر میگن به ما چه مادر وپدرها می خواستند مواظب بچه هاشون باشن شهر هرت جایی است که نصف مردمش زیر خط فقرن اما سریال های تلوزیونیشو توی کاخها می سازن شهر هرت جایی است که 2سال باید بری سر بازی تا بیلیط پاره کردن را یاد بگیری شهر هرت جایی است که موسیقی حرام است حرام شهر هرت جایی است که گریه محترم وخنده محکوم شهر هرت جایی است که وطن هر گز مفهومی نداره وجایی ننگه شهر هرت جایی است که هر گز آنچه را بلدی نباید به دیگران بیاموزی شهر هرت جایی است که همه شغل ها پست وبی ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار شهر هرت جایی است که وقتی میری مدرسه کیفتو می گردن مبادا آیینه داشته باشی شهر هرت جایی است که دوست داشتن ودوست داشته شدن احمقانه, ابلهانه و....است شهر هرت جایی است که تو فرودگاه برادر وپدرتو می تونی ببوسی اما همسرتو نه.......... شهر هرت جایی است که وقتی از دختر می خواهی با این آقا ازدوازج کنی ؟می گه :هر چی بابام بگه شهر هرت جایی است که وقتی می خواهی ازدواج کنی باید 500 نفر را دعوت کنی وشام بدی تا برن و از زشتی ونفهمی وبی کلاسی تو حرف بزنن شهر هرت جایی است که.................... خدایا چقدر این شهر آشناست!!!!!!!!!!!! من یکی از ساکنان این شهر بودم !!!!!!!! شهر هرت

+ نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386ساعت 2:49 توسط رومینا |
سلام به همه شما عزیزان خداییش آمار نظر های ما خیلی کم شده جوری شده که بیشترین آمار نظرات به 6 نفر بیشتر نمی رسه خوب نظرات شما یه دل گرمی به من و هوتی جون. پس خواهشی که دارم این که سر میزنید نظر یادتون نره . یک خبر دیگه هم داشتم اما از اونجایی که آزادی بیان در بلاگفا به ما جوانها داده نشده و ترس از فیلتر شدن و از بین رفتن زحمت چند ماهه من و داداش هوتیم از این خبر صرف نظر کردم . امید دارم که از این دو تا مطلب خوشتون بیاد بریم سراغ مطلب ها ..... مونالیزا : در مورد ادامه خبرهای مونالیزا چند وقت پیش نمایشگاهی به عنوان یادگارهای هنرمند معروف لئوناردو داوینچی برای قدردانی از این هنرمند نامی در ایران برگزار شد اما به دلیل پوشش نامناسب مونالیزا از ایشان خواستند که با پوشش اسلامی در این نمایشگاه حاضر شود . ایشان هم این موضوع رو قبول کرد و این شد که عکس ایشان با این شکل و ظاهر اسلامی در نمایشگاه به نمایش گذاشته شد. افشین امپراطور : همه شما که افشین قطبی رو که میشناسید . خداییش نمی دونم افشین خان به اینا چی گفته که این جوری دنبالش افتادن اما هرچی گفته بد جور عصبیشون کرده !!!!! افشین تند تر بدو گیرت بیارن کارت ساختست!!!!!
رومینا جان من واقعا شرمندتم که پستت رو تغییر می دم ولی خیلی واجب بود بیا پارمیس جون اینم دو تا عکس ناب از این عمل فضاحت بار واقعا خجالت داره یکی از بهترین تیم های ایران به این بی آبرویی کشیده بشه ( این لوح گل آقا هم از سرش زیاده همون فقط به درد دلقکی و لودگی می خوره )



+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 0:39 توسط رومینا |
چند وقتی هست که یه موضوعی بد جور تو آمریکا سر و صدا ترکونده اونم این که: مونالیزا برای انجام عمل های زیبایی به آمریکا سفر کرده و توسط چند تا متخصص برای انجام این عمل راهی اتاق عمل شد بعد از یک هفته عمل و مراقبت های ویژه اجازه حضور خبرنگاران را برای جمع آوری اطلاعات صادر کردند . این شد که یهو چشم همه به مونا لیزا قرن 21 روشن شد . اینم عکسی که برو بکس دوربین خبر ساز آسایشگاه تهیه کردن 
+ نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 0:58 توسط رومینا |
دختر ها نمی توانند 1- با د اشتن دماغی تیر کمونی یا عقابی متالیک به جراحی مراجه نکنند! 2- با دیدن یکی خوش تیپ از خودشون ، میگرن نگیرن و از زور ناراحتی غش نکنند! 3- با داشتن قدی کوتاه کفش پاشنه 60 سانتی نپوشند و احساس قد بلندی نکنند! 4- روزی 24 ساعت با تلفن حرف نزنند! 5- روزی 30 – 40 هزار تومان آت و آشغال نخرند! 6- از مهمونی و عروسی و برای هم خالی نبندند و با خالی بندی الیه اوزن رو سوراخ نکنند! 7- با یه دماغ عمل کرده احساس خوشکلی نکنند و فکر نکنند که مادر زادی همینجوری بودن! 8- مطالب چرت و پرت این قسمت رو بخونید و از عصبانیت سکته نکنید! پسر ها نمی توانند 1- با داشتن هیکلی ضایع تیشرت تنگ نپوشند و فیگور نگیرند! 2- از کلاس پنجم دبستان صورتشون رو سه تیغه نکنند و after shave نزنند! 3- پس از یافتن اولین مو در پشت لب احساس مردانگی نکنند و به فکر ازدواج نیفتند! 4- در مهما نیها و محافل خانوادگی احساس بامزدگی نکنند و چرت و پرت نگویند! 5- ادعای با مرامی و با معرفتی و با وفایی و غیره..... نکنند! 6- کت و شلوار صورتی با بلوز زرد نپوشند و کراوات قهوه ای نزنند! 7- احساس با غیرتی نکنند و راه به راه به آبجی کوچیکه گیر ندهند! 8- از 9 سالگی پشت ماشین باباشون نشینند و پدر ماشین رو در نیارند! 9- چرت و پرت نگند و از خودشون تعریف نکنند! 
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 2:20 توسط رومینا |
سلام به همه شما عزیزان از طرف خودم و داداشی گلم هوتی جان میلاد علی ابن موسی الرضا غریب الغرباء رو به همه شما تبریک میگم

جمله سازی برای تفریح
فرشاد : روح غضفر شاد
فرناز : غضنفر ناز نکن
یاماها : بالاخره نفهمیدیم الاغا خرن یا ما ها
عذاب : ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازست
لوبیا : کوچولو بیا
نجیب : این شلوار نه جیب داره نه زیب
ساختمون : رفتیم پای بساط حسابی ساختمون
جوراب : بد جور آب خوردم پرید تو گلوم
لجن : 3 ساله بابام با عموم اینا لجن
کیبورد : کیف من رو کی برد
سینا : دیشب رفتیم خونه عباس اینا
فرید و مجید و حمید : شما دو نفرید به قرآن مجید عین حمید
حیدر : دیشب اومدم در خونتون هی در زدم
آقا حیدر : دیشب اومدم در خونتون اقا هی در زدم
ستیز : the mobil set is off
توکیو : من غضنفر را دوست دارم تو کیو ؟
کوشش : شلوار من کوشش ؟
کار و کوشش : شلوار کار من کوشش
وطنم : من رفتم حمام سرو تنم را شستم
کیشمیش : من دایی غضنفرم تو کیش میشی؟
کشور : این قدر با کش ور رفتم خورد تو چشمم
مینا و تینا : عمم اینا رفتن خونه عمت اینا
مناجات : منا جات رو بنداز دیر وقت می خوایم بخوابیم
علی : صندلی
صداقت : الو الو صدا قطع شد
جاسوس : اینجا سوسک هم داره؟
شمشیر : فدات شم شیرتو خوردی؟
خمپاره : شلوار من عید قدیر خم پاره شد
ابریشم : هوا ابریشم خوبه
خرچنگ : کره خر چنگ نزن
شتر : شو ترکی داری ؟ بده ما هم ببینیم
عدس : دیگه ا(ز)دست شما خسته شدم چقدر جمله بسازم؟!!!
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 1:59 توسط رومینا |
سلام به همه برو بکس آسایشگاه خودمون داداش هوتی من یکم شیطون شده شما ها که تشویق می کنید جو زده میشه بیست چهار ساعته سند میکنه به هر حال ممنون که میاید و به وبسایت ما سر می زنید. با نظراتتون ما رو همراهی می کنید اینم پست امروز من امیدوارم خوشتون بیاد: عینک بارها و بارها برای خرید عینک به این فروشگاهای شیک رفتم انواع و اقسام مدل عینک جلو چشمم بوده که انتخاب یه مدل شیک برام خیلی سخت بوده اما واقعا تعجب می کنم که دلیل این که این پسر ها عینک جوشکاری رو چشمم می زنن چیه؟( منظور از عینک جوشکاری این عینک های بزرگ ) از قدیم ایام این رسم بوده که افرادی که صورت باریک دارن از عینک گرد یا بیضی استفاده کنند , آنهایی هم که صورت گرد دارند از عینک چهارگوش , کسانی هم که صورت چهار گوش دارند از عینک با قاب گرد استفاده کنند , اما الان این که فرم صورت چه مدلی باشه برای کسی اهمیت نداره فقط این رو مد نظر دارند که عینک بزرگ با شیشه های دو رنگ قهوه ای و مشکی به صورت بزنند. باور کنید از زمانی که این مدل عینک ها به بازار اومده من قیافه های پسر ها رو نمی توانم تشخیص بدهم چون کل صورت رو عینک گرفته بهترین نمونه این عینک ها رو تو یک شبکه ماهواره ای به نام ......می توانید ببینید کل مجریان و کلیپ هایی که این شبکه پخش می کنند همگی از این عینک ها استفاده می کنند و شده تبلیغ این مدل عینک ها .(به دلیل یه سری قانون و قوانین از گفتن اسم شبکه خود داری می کنم) اینم یه عکس خیلی جالب که این رخداد تو یکی از شهر های جنوب اتفاق افتاده

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 1:3 توسط رومینا |
سلام به همه شما عزیزان امروز می خوام رکورد پست هام رو بشکونم و یه پست پر بار بفرستم که همه نوع مطلب توش باشه اول از همه شعری رو که واسه داداش هوتیم سرودم رو میفرستم قربونش بشم . یه سری عکس جدید هم هست که میزارم ببینید خالی از لطف نیست اینم عکسه داش هوتیه یه وقت از از این عکس سواستفاده نکنینا چون با من طرفین : هوتی آن شیر خدا شاه عجم قدرتی یاقته از این همه غم هوتی از شر و بدی بیزار است از غم و رنج و ستم بیتاب است ای که تو از طرف وی آیی سرمست و خوش و دست پرازمی آیی بشنو سخن هوتی این مرد کبیر نکنی خود را به دست خود اسیر این است کلام هوتی بنگر اینقدر مباش مغرور و خودسر سلام دوستان گل از اونجایی که یه مدت کفش و دمپایی دزدی زیاد شده بیچاره مردم باید این جوری از پاپوش خودشون محافظت کنند . این بخش مربوط به نوزادان نارسی که تحت مراقبت ویژه قرار میگیرن اما به دلیل نبودن بخش کودکان در این بیمارستان این نوزاد بیش از حد رسیده رو اینجا بستری کردند بچه هایی که از همون اول همراه ما بودن و نوشته های منو می خوندند میدونن که من همش در مورد مشکلات راهنمایی و رانندگی مطلب می نوشتم اما هیچ وقت پیش نیومد که در مورد کمر بند ایمنی مطلب بنویسم اما الان یه عکس پیدا کردم که درمورد کمربند ودهانبند ایمنی البته این دهان بند ویژه بانوان ساخته شده اما بد نیست برای آقایون هم استفاده بشه نظر شما چیه؟

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 23:12 توسط رومینا |
شادی پیشکسوتان بعد از پیروزدر بازی جالب نه؟ 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 23:13 توسط رومینا |
چند وقت پیش تو یکی از سایت های ورزش های باستانی سرچ می کردم چند تا عکس از یکی نوع ورزش باستانی آسیای شرقی تو سایت بود که این دو تا خیلی بامزه بودن . من که پیش بینی کردم که کدوم یکی برنده می شه. نظر شما چیه ؟ یکی نبود به اینا بگه برید با هم قد و قواره خودتون کشتی بگیرید
![]()


![]()
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 21:39 توسط رومینا |
لابد برای شما ها هم پیش آمده که به یکی از دوستان خودتون زنگ بزنید و از آن طرف سیم پیامگیر یا پاسخگوی اتوماتیک برایتان یه قطعه موسیقی بنواز و یا شعری رو زمزمه کنه و یا شاید هم صدای خود طرف که میگه: من در منزل نیستم لطفا پیغام خود رو همراه با شماره تلفن گذاشته و به محض شنیدن پیغام ج